نمیدانم چه اندازه مجال ماندن دارم

 

لینک میدانم که مجالی بود برای رسیدن به تعالی که از دست رفت

 

همسفران یک به یک خواه ناخواه قصد کوچ کردند و من ...

 

قافله ام در راه است

 

ره توشه ام کو؟؟؟

 

جز مشتی عبادت ناقص که روزی از سر حاجت بود و چندی از روی عادت

 

زمان میگذرد و من هنوز دل از دنیا نکنده ام

 

چه زود دل بستم به این ناپایدار

 

سیب سرخ حوا ، وسوسه ی آدم

 

رانده شدن از بهشت و زمینی شدن

 

مانده ام و دل بسته ام

 

دل کندن سخت است اما گریزی نیست از رفتن

 

تا کی فرصت باقیست؟؟؟