نقاطی از بدن آقایون که خانوما بیشتر به اون توجه میکنند

امیدواریم پس از مطالعه لیست زیر، جزء افرادی باشید که از این نقاط مراقبت کافی می کنند و اهمیت آن را می دانند

1- ابرو
او انتظار ندارد که ابروهای شما همانند خودش کاملا دارای فرم باشد، اما ابروهای پر و در هم و بر هم نیز، چیزی نیست که او انتظار دیدنش را داشته باشد.
در این مورد چه کنید: اگر شما جز آن دسته از مردهایی هستید که ابروهای پری دارند، باید درست کاری را انجام دهید که خانم ها انجام می دهند: ابروهایتان را بردارید. فقط کافی است موهای بین دو ابرو را بردارید (فقط موهایی که وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد دارید موهای بیشتری را بردارید، بهتر است نزد یک آرایشگر بروید تا او این کار را برایتان انجام دهد.

2- ناخن
دستان شما نقطه ای هستند که مطالب بسیاری در مورد نظافت و بهداشت شخصی شما را در اختیار او قرار می دهند. پس اجازه ندهید تا ناخن های چرک و کثیف شما را از دور خارج کنند.
در این مورد چه کنید: لازم نیست هر هفته مانیکور کنید تا ناخن هایتان فرم داشته باشند، بلکه فقط کافیست از داروخانه یک عدد سوهان خریداری نمایید و سختی ها و لبه های تیز آنرا صاف کنید. هیچ خانم دوست ندارد، کسی او را با ناخن های بد فرم و ناصاف در آغوش بگیرد.

3- پوست
هیچ خانمی نمی تواند از لمس کردن پوست لطیف و صاف اجتناب کند. آیا این دلیل کافی نیست تا شما را ترغیب به داشتن پوستی لطیف و شاداب نماید؟
در این مورد چه کنید: خانم ها به وسیله کرم های نرم و مرطوب کننده با خشکی پوست در سرما مبارزه می کنند، آقایون اغلب این کار را انجام نمی دهند. لازم نیست موشک هوا کنید؛ فقط یک قوطی نرم کننده (ترجیحا بدون بو) خریداری کنید و آنرا مرتبا بر روی پوست خود بمالید تا خشکی ها از بین بروند. افرادی که پوست های چربی دارند، باید نمونه هایی را خریداری کنند که بدون روغن (oil free) باشند، به این ترتیب مشکلاتان به اسانی حل خواهد شد.

4- پا
ترک پا، قارچ های موضعی، ناخن ها بلند انگشت های پا، و بوی بد آن می تواند به راحتی او را از برقراری رابطه با شما منصرف کند. متاسفانه زمانی که شما کفش هایتان را در می آورید اولین چیزی که یک خانم به آن توجه می کند، همین موارد هستند. اگر نتوانید از این قسمت پنهان بدن خود به خوبی مراقبت کنید، او ممکن است تصور می کند که توانایی مراقبت و نگهداری از سایر اعضای مخفی را نیز ندارید.
در این مورد چه کنید: اگر پودرها و پمادهای روی میز جواب نمی دهند باید با یک پزشک در این مورد مشورت کنید.

5- موی بینی/ گوش
من موی گوش و بینی یک مرد را با سبیل های بلند و نمایان یک خانم برابر می دانم. یک خانم برای از بین بردن سبیل ها، آنها را موم می اندازد، دکولوره می کند و هر کار دیگری که از دستش بر آید در این زمینه انجام می دهد. آیا شما نیز نباید همین کار را انجام دهید؟
در این مورد چه می کنید: در این قسمت یک راهنمای ساده وجود دارد که باید آنرا اجرا کنید: زمانی که موهای گوش و یا بینی آنقدر بزرگ شده باشند که از سوراخ ها بیرون بزنند، باید نسبت به کوتاه کردن آنها اقدام کنید.

6- دندان
لبخندی با دندان های درخشان تحت هر شرایطی همه چیز را به نفع شما بر می گرداند. دندان های لکه دار، زرد، و پلاک دار او را به راحتی به سمت دیگری منحرف میکند.
در این مورد چه کنید: اگر مشکلات دندان هایتان بیش از اندازه حاد شده باید، نزد دندانپزشک بروید؛ اما اگر هنوز به این مرحله نرسیده اید، بهتر است یک خمیر دندان سفید کننده و دهان شویه خریداری کنید. البته باید اشاره کنم که استفاده کردن از آنها را نیز از یاد نبرید.

7- کمر
کمر شما از مهمترین جایی است که خانمها به آن توجه زیادی دارند، اگر از دسته افرادی هستید که ورزش بدن سازی می کنید، باید بگم که خانمها از مردانی بیشتر خوششان می آید که بدنی نرمال ، طبیعی و زیبا داشته باشند - نه خیلی چاق و به صورت هفتی شکل و نه خیلی لاقر و بد اندام. (همیشه سعی کنید که دارای بدنی خوش اندام باشی

تصاویری از کنسرت حسین تهی و رضایا در 13 به در سال 1388

در ادامه مطلب ببینید......

ادامه نوشته

50 روز تجاوز افغانی‌ها به دختر بی‌پناه ایرانی...

مادر این دختر می‌گوید‌: «بچه‌ام‌ را نابود كرده‌اند. در مدت‌ 50 روز هر شب‌ و هر ساعت‌ او را به‌ یك‌ نفر می‌دادند و پول‌ می‌گرفتند، همه‌ آنها افغانی‌ بودند».
آفتاب: يک‌ دختر 17 ساله‌ ايراني‌ که‌ 50 روز قبل‌ توسط‌ دو مرد افغاني‌ در خيابان‌ افسريه‌ تهران‌ ربوده‌ شده‌ بود. از سوی‌ تعداد زیادی‌ از کارگران‌ افغانی‌ وحشیانه‌ مورد تجاوز قرار گرفت‌ و سپس‌ این‌ دختر ستمدیده‌ و بی‌پناه‌ را در مدت‌ 50 روز به‌ دیگر مردان‌ افغانی‌ اجاره‌ می‌دادند.

مادر این‌ دختر که‌ دیروز در شعبه‌ چهارم‌ دادیاری‌ دادسرای‌ جنایی‌ تهران‌ حاضر شده‌ بود، گفت‌: «چند روز قبل‌ از این‌ حادثه برادرم‌ در شهرستان‌ فوت‌ کرد و من‌ مجبور شدم‌ به‌ شهرستان‌ بروم‌، به‌ همین‌ خاطر دخترم‌ زهرا را که‌ کمی‌ عقب‌افتادگی‌ ذهنی‌ دارد، به‌ یکی‌ از اقوام‌ نزدیک‌ سپردم‌ ولی‌ روز دهم‌ تیرماه‌ حدود ساعت‌ سه‌ بعدازظهر زهرا برای‌ خرید پفک‌ از خانه‌ خارج‌ شد و دیگر برنگشت‌. وقتی‌ به‌ من‌ خبر دادند بلافاصله‌ به‌ تهران‌ برگشتم‌ و از پلیس‌ درخواست‌ کمک‌ کردم»‌.

زهرا که‌ بسختی‌ می‌توانست‌ صحبت‌ کند، به‌ دادیار سبحانی‌فر گفت‌: «ساعت‌ سه‌ بعدازظهر رفتم‌ بیرون‌، یک‌ پیکان‌ سفید که‌ دو تا آدم‌ توش‌ بود، به‌زور سوارم‌ کردند و درها را بستند هر چی‌ مشت‌ زدم‌ به‌ شیشه‌ در باز نشد. بعد چاقو را گذاشتند زیر گلویم‌، مرا بردند به‌ یک‌ خانه‌. یک‌ زن‌ پیر آنجا بود، مریض‌ بود مس‌رد. شب‌ به‌ من‌ قرص‌ دادند، خوابیدم‌ بعد صبح‌ که‌ بیدار شدم‌ پاهام‌ درد می‌کرد».

زهرا که‌ با یادآوری‌ خاطرات‌ گذشته‌ دچار هیجان‌ شدیدی‌ شده‌ بود و لکنت‌ او هر لحظه‌ بیشتر می‌شد، از ناراحتی‌ به‌ گریه‌ افتاد.

مادرش‌ گفت‌: «بچه‌ام‌ را نابود کرده‌اند. در مدت‌ 50 روز هر شب‌ و هر ساعت‌ او را به‌ یک‌ نفر می‌دادند و پول‌ می‌گرفتند، همه‌ آنها افغانی‌ بودند».

زهرا که‌ عصبانی‌ شده‌ بود، گفت‌: «20 نفر بودند. نه‌، بیشتر بودند یکی‌ می‌آمد می‌رفت‌، دوستش‌ می‌آمد، یکی‌ همه‌ پول‌ها را می‌گرفت»‌!

دادیار سبحانی‌فر گفت‌: «اگر آنها را ببینی‌ می‌شناسی»‌؟

زهرا گفت‌: «بله‌، بله»‌.

بعد به‌ دستور سبحانی‌فر شش‌ متهم‌ افغانی‌ را به‌ اتاق‌ آوردند. زهرا با دیدن‌ آنها صورتش‌ را در هم‌ کشید و رویش‌ را از آنها برگرداند و گفت‌: «همه‌ اینها بودند، کار بد کردند مرا بردند زیر میز، پاهایم‌ درد می‌گرفت»‌.

پدر زهرا گفت‌: «روزی‌ که‌ زهرا را بردند، ما همه‌ جا را دنبالش‌ گشتیم‌ بعد به‌ پلیس‌ خبر دادیم‌. مدتی‌ بعد زهرا به‌ خانه‌ تلفن‌ کرد و گفت‌ که‌ او را دزدیده‌اند. ما هم‌ از روی‌ شماره‌ تلفنی‌ که‌ به‌ خانه‌ زنگ‌ زده‌ بود، با کمک‌ پلیس‌ به‌ جست‌وجو پرداختیم‌ و ماموران‌ پس‌ از چند روز متوجه‌ شدند که‌ آنجا یک‌ ساختمان‌ نیمه‌کاره‌ است‌».

پدر زهرا گفت‌: «پلیس‌ یک‌ مرد افغانی‌ را در این‌ ساختمان‌ دستگیر کرد، اما او از وجود دختر ربوده‌ شده‌ اظهار بی‌اطلاعی‌ کرد و در تمام‌ مدت‌ بازداشتش‌ هیچ‌ حرفی‌ نزد، تا اینکه‌ چند روز بعد دوباره‌ زهرا تلفن‌ کرد ولی‌ این‌بار هیچ‌ شماره‌ تلفنی‌ روی‌ صفحه‌ تلفن‌ ما نیفتاد. زهرا به‌ ما گفت‌ که‌ یک‌جای‌ دور است»‌
.
مادر زهرا هم‌ گفت‌: «یک‌ بار یک‌ افغانی‌گوشی‌ را از دست‌ زهرا گرفت‌ و به‌ من‌ گفت‌ که‌ "دخترت‌ را دزدیدیم‌ باید پول‌ بدهید تا او را آزاد کنیم". من‌ گفتم‌ هر چقدر پول‌ بخواهید می‌دهم‌، فقط‌ دخترم‌ را به‌ من‌ برگردانید او مریض‌ است‌. ولی‌ دیگر خبری‌ از آنها نشد».

بازجویی‌ از همان‌ مرد افغانی‌ که‌ دستگیر شده‌ بود ادامه‌ یافت‌ و بالاخره‌ اعتراف‌ کرد و گفت‌: «زهرا را مردی‌ به‌ نام‌ عزیز تاجیک‌ معروف‌ به‌ عزیز افغانی‌ به‌ من‌ داده‌ بود. من‌ هم‌ بعد از یک‌ شب‌ زهرا را به‌ افغانی‌ دیگری‌ به‌ نام‌ یونس‌ دادم‌ و او را به‌ ویلای‌ یک‌ دکتر در دربندسر بردند».

بعد از شناسایی‌ ویلا در منطقه‌ دربندسر فشم‌ ماموران‌ به‌ آنجا رفتند، اما یکی‌ از افغانی‌ها با دیدن‌ ماموران‌، زهرا را به‌ اتاقی‌ زیر شیروانی‌ برد و چاقویی‌ را زیر گلویش‌ گذاشت‌ و دهانش‌ را بست‌ و تهدیدش‌ کرد: «اگر صدایت‌ دربیاید و ماموران‌ پیدایمان‌ کنند تو را می‌کشم‌».

بدین‌ ترتیب‌ ماموران‌ پس‌ از بازرسی‌ ویلا موفق‌ به‌ پیدا کردن‌ زهرا نشدند و برگشتند، اما چند روز بعد بار دیگر ماموران‌ صبح‌ زود به‌ همان‌ ویلا رفتند و به‌ درون‌ ویلا هجوم‌ بردند و این‌ بار زهرا را که‌ در یکی‌ از اتاق‌ها زندانی‌ شده‌ بود، پیدا کردند و نجاتش‌ دادند. درون‌ ویلا جز زهرا هیچکس‌ نبود. ماموران‌ اطراف‌ ویلا کمین‌ کردند و نیمه‌های‌ شب‌ شش‌ مرد افغانی‌ را دیدند که‌ وارد ویلا می‌شوند، بسرعت‌ از کمینگاه‌ها بیرون‌ آمدند و همه‌ مردان‌ افغانی‌ را دستگیر کردند.

متهمان‌ دیروز در حضور دادیار سبحانی‌فر منکر ربودن‌ و تجاوز به‌ زهرا شدند، اما زهرا که‌ انکار آنها را دید از عصبانیت‌ فریاد می‌کشید و با سیلی‌ محکم‌ به‌ گوش‌ و صورت‌ آنها می‌کوبید و می‌گفت‌: «تو بودی‌، تو من‌ را اذیت‌ کردی‌، دوستت‌ کجاست»‌؟ بعد رو به‌ صدیق یکی‌ از دستگیرشدگان‌ کرد که‌ پیراهن‌ سبزرنگی‌ به‌ تن‌ داشت‌ و گفت‌: «تو پول‌ها را می‌گرفتی‌ و دوستانت‌ را می‌آوردی‌، پول‌ها کو دوستانت‌ کو»؟

بعد با کمک‌ پدر و مادرش‌ به‌ زور او را روی‌ صندلی‌ نشاندند و آرام‌ کردند. مادر زهرا گفت‌: «بچه‌ام‌ کینه‌یی‌ شده‌ است‌ و با دیدن‌ این‌ نامردها دچار تشنج‌ می‌‌شود. اینها فکر می‌کردند چون‌ دخترم‌ لکنت‌ دارد و عقب‌مانده‌ ذهنی‌ است‌، نمی‌تواند آنها را شناسایی‌ کند. این‌ بی‌ وجدان‌ها دخترم‌ را خیلی‌ اذیت‌ کرده‌اند، چندبار به‌ او قرص‌ اکس‌ داده‌اند تا بی‌حال‌ شود».

زهرا گفت‌: «یک‌ بار از بالای‌ کوه‌ مرا هل‌ دادند پایین‌، افتادم‌ توی‌ رودخانه‌ بعد گفتم‌ دست‌ها و پاهام‌ درد می‌کنه‌، به‌ من‌ قرص‌ بدهید ولی‌ یک‌ قرصی‌ به‌ من‌ دادند که‌ بلند شدم‌ رقصیدم‌. بعدش‌ چندتایی‌ ریختند سرم‌ و به‌ زور لباس‌هایم‌ را درآوردند. همه‌ بدنم‌ کبود بود هر وقت‌ مرا می‌فروختند یا اجاره‌ می‌دادند، کتکم‌ می‌زدند. من‌ نمی‌خواستم‌ اذیتم‌ کنند می‌گفتم‌ بسه‌ بسه‌، چقدر پول‌ می‌خواهید؟ بگذارید برم‌ پیش‌ پدر و مادرم‌ ولی‌ آنها می‌گفتند:" پدر و مادرت‌ مرده‌اند دیگه‌ باید برای‌ همیشه‌ پیش‌ ما بمانی"»‌.

با دستگیری‌ شش‌ متهم‌ افغانی‌ مشخا شد یکی‌ از آنها به‌نام‌ عزیز که‌ در واقع‌ او روز اول‌ زهرا را با اتومبیل‌ ربوده‌ و فروخته‌ بود، فراری‌ شده‌ و به‌ افغانستان‌ رفته‌ است‌، اما چند روز قبل‌ به‌ ایران‌ برگشته‌ و به‌ اتهام‌ اقامت‌ غیرقانونی‌ در شیراز دستگیر شده‌ است‌ که‌ دستور انتقال‌ وی‌ به‌ تهران‌ صادر شد.

دادیار سبحانی‌فر گفت‌: «در حال‌ حاضر این‌ شش‌ نفر را به‌ اتهام‌ آدم‌ربایی‌، قوادی‌ و ارتباط‌ نامشروع‌ و اقامت‌ غیرقانونی‌ در کشور بازداشت‌ می‌کنم‌ و دستور داده‌ام‌ تمام‌ افغانی‌هایی‌ که‌ در مدت‌ 50 روز اخیر از این‌ دختر سوءاستفاده‌ کرده‌اند شناسایی‌ و دستگیر شوند».

سری جدید اس ام اس ها و جوک های با حال

زلیخا یوزارسیف رو زندانی کرد حالا گیر داده به من !

میگی چیکار کنم !!!؟؟

 

اگه من زلیخای تو باشم حتما تو را از پشت خواهم گرفت .... ستاد حمایت از زنان دل داده ناکام ....

 

شنا کردن در جهت جریان آب ، از عهده ماهی مرده هم بر می آید !!!

 

قلی آبادی ها با ۲۰۰۰نفر جهت آزادی یوزارسیف عازم مصر شدند !!!

 

پیام اداره کار عسلویه برو کار کن نگو چیست کار / خودت ک..ن گشادی نگو نیست کار !!!

 

به یه قلی میگن امسال برای محرم چی تدارک دیدین ؟

میگه : والا ۵ تا طبل ۴تا سنچ ۹۰تا رنجیر و زنجیر زن

۴۰تا قمه و قمه زن ایشالا امسال مادر یزید گ/ائ/ید/س!!!

 

شعار هفته بسیج :

زلیخا در چه فکریه یوزارسیف هم بسیجیه !

 

از غضنفر میپرسن:کدوم حیوونه که صبح ها مارو واسه نماز بیدهر میکنه؟


میگه :بابام

 

می خوام عکسمو بدم واست برای یادگــــاری


.
.
.
.
.
.
.
.
فقط یه شرط داره
.
.
.
.
.
.
.
اونم اینکه وقتی بهش نگاه می کنی , با چاقوی تـــــیـــــز پرتقال نخــــــوری !!

 

شب اول قبر ترکه  ازش میپرسن من ربک؟ میگه میتونم از فرصت مقایسه استفاده کنم؟

 

زندانیان زندان قزوین با ارسال طوماری خواستار انتقال یوزارسیف به زندان قزوین شدند.


یه ضرب المثل قزوینی میگه:

زندگی بدون عشق مساوی است با: جمعه بدون یوزارسیف!؟


زلیخا اعلام کرد اگر به جای یوزارسیف محمد رضا گلرزار ایفای نقش کرده اینقدر به دردسر نمی افتادم

فرج الله سلحشور :


صحنه پیشنهاد زلیخا چندین بار فیلمبرداری شد

چون مجبور شدیم به بــــازیــــگــــر نقش یــــوســــف بفهمانیم که تو باید امــتنــاع  کنی

 !

 

 سلام خوبی ؟ سند یا جوازی که معتبر باشه داری ؟ خیلی مهمه ! آخه میخوام یوزارسیف رو آزاد کنم!

 

اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی
.
.
.
.
.
.
به آسمان بیندیش
.
.
.
.
.
.
.
.
چون در آسمان کسی هست که به تو می اندیشد

 

به غضنفر میگن چرا جلوی بانک نشستی لنگاتو باز کردی ؟ میگه : آخه شنیدم به بازنشسته ها وام میدن !  

 

خبر/فروش نیم میلیاردی اخراجی های 2 در چهار روز ( )

مسعود ده‌نمکی با اشاره به فروش نیم میلیارد تومانی فیلم سینمایی «اخراجی‌ها 2» در چهار روز نمایش، این فیلم را پدیده اکران سال 88 دانست. 

کارگردان «اخراجی‌ها 2» درباره استقبال از این فیلم گفت: «اکران عمومی فیلم به شکل رسمی از اول فروردین آغاز شد. با توجه به تاخیر در اعلام فیلم‌های نوروزی فرصت و زمان کافی برای شروع تبلیغات را از دست دادیم. حتی کپی‌های فیلم هم آماده نبود. اکران فیلم در تهران در 28 سینما شروع شد و از سوم فروردین فیلم در 56 شهر همزمان روی پرده رفت».

وی افزود: «با توجه به فروش قابل توجه «اخراجی‌ها» انتظار استقبال از این فیلم را داشتم. اما گمان نمی‌کردم با توجه به ضعفی که در بخش تبلیغات داریم فیلم در روزهای اول نمایش با اقبال روبرو شود. استقبال مردم آنقدر بود که در سینما اریکه ایرانیان و استقلال سانس‌ اضافی برای نمایش گذاشتند و حتی فیلم ساعت سه بامداد روی پرده رفت.
 
در شهرستان‌ها هم استقبال از فیلم به همین میزان است. 

این کارگردان ادامه داد: «خوشبختانه واکنش مخاطبان به این فیلم و پیام آن مثبت بوده است. در اغلب سینماها، پس از پایان فیلم تماشاگران با خواندن سرود ملی با شخصیت‌های فیلم همراه ودر حس میهن‌پرستی و فضای ملی فیلم شریک می‌شوند».
 
زمان نمایش فیلم «اخراجی‌ها» با توجه به فرصت تبلیغاتی مناسب بالاترین رقم فروش فیلم در یک روز 60 میلیون تومان بود. در حالی که «اخراجی‌ها2» روز گذشته 110 میلیون تومان فروش داشته است.این نشان می‌دهد که مردم با فیلم ارتباط برقرار کرده‌اند.

ده‌نمکی گفت: «فروش نیم میلیاردی این فیلم در چهار روز گذشته نشان می‌دهد فیلم قابلیت تبدیل شدن به یک پدیده رکوردشکن را دارد و اگر ماجراهایی را که برای «اخراجی‌ها» به وجود آمد برای این فیلم اتفاق نیفتد، می‌توان امیدوار بود فیلم فصلی تازه در سینمای ایران باشد. فروش «اخراجی‌ها 2» به نوعی رونق سینمای ایران کمک می‌کند و باید از استقبال از فیلمی از دل این سینما خوشحال باشیم».

وی درباره ادامه این استقبال گفت: «گمان می‌کردم فروش فیلم پس از هفته دوم نمایش و از طریق تبلیغات دهان به دهان بیشتر شود، اما فیلم از همان ابتدا با استقبال مواجه شد و این امیدوارکننده است. اما نمی‌دانم این روند تا چه زمانی ادامه پیدا می‌کند. اگر این استقبال تا پایان تعطیلات ادامه پیدا کند می‌توان با قطعیت گفت که رکورد «اخراجی‌ها» شکسته می‌شود».

مسعود ده‌نمکی با اشاره به برنامه‌ ریزی برای تبلیغات فیلم گفت: «بخش اداری سازمان صداو سیما در تعطیلات چندان فعال نیست و تعداد محدودی تیزر آماده، تایید و پخش شد. با پایان تعطیلات تیزرهای تازه‌ای روی آنتن می‌رود و تبلیغات میدانی فیلم بیشتر می‌شود».

ده‌نمکی درباره ساخت فیلم پشت صحنه «اخراجی‌ها2» گفت: «این روزها مشغول تدوین این فیلم هستم که اواسط فروردین به بازار می‌آید. این فیلم 120 دقیقه‌ای روند تولید «اخراجی‌ها2»را به تصویر می‌کشد».

این کارگردان با اشاره به ساخت سومین قسمت از این سه گانه گفت: «به زودی نگارش فیلمنامه «اخراجی‌ها 3» را شروع می‌کنم، اما اگر شرایط برای ساخت این فیلم مهیا نشود. فیلمنامه «رسوایی» که مضمونی اجتماعی دارد، مقابل دوربین می‌برم».

«اخراجی‌ها2» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی با بازی امین حیایی، محمدرضا شریفی‌نیا، جواد رضویان، نگار فروزنده، مهراوه شریفی‌نیا، حسام نواب صفوی و... از اول فروردین اکران عمومی شده است.

 

صحنه هایی از اخراجی های 2 در  ادامه مطلب

ادامه نوشته

عکس های جدید از پایان سریال یوسف پیامبر

      در طوفانهای سخت زندگی , با خدا بودن بهتر از ناخدا بودنه

        

به ادامه مطلب بروید...

نظر بدین خوشحال میشم .....

 

ادامه نوشته

بعد از مدتها سلااااااام عید نوروز مبارک

    عید نوروز مبارک....