۱-مي خواهم ... در باختن ... در بردن ... در زيستن و در مردن ... شانه به شانه ات بيايم ...در فصلهاي سرد .... پايم ار بر گودي جا پايت ... بر مخمل برفها بگذارم .. و با حضور بهار ... از مزرعه سبز دستانت برويم ... مي خواهم مينياتور شريف خنده هايت .. .بالغ گفته هايت ... در هجوم ثانيه شمار روزهاي با تو بودن .... باشد .. و برگ برگ اين تقويم ... با تو به آخر برسد !!

۲-چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را............... براي پرستش