تنهایم چرا ؟
من به آوارگي ابر ونسيم من به سرگشتگي آهوي دشت من به تنهايي خود مي مانم من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي گيسوان تو به يادم مي آيد ... من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگي شعر چشمان تو را مي خوانم ... چشم تو چشمه شوق چشم تو ژرفترين راز وجود....

+ نوشته شده در ساعت توسط سناتور
|
پيغام مدير : سلام به شما کاربر گرامی از اینکه به این وبلاگ تشریف آوردید بسیار متشکریم . امیدواریم که مطالب وبلاگ بتواند شما را راضی گرداند . براي تبادل لينك در قسمت نظرات پيشنهاد بديد