شمع..نشونی 3
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن
به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد
نه چون انسان كه بد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه
ميريزد

دست خستمو بگير
تا ديوار گلي رو خراب کنيم
يه روزي هر روزي باشه
دير وزود مي رسيم با هم
به اون رود بزرگ
تنه ي تشنمونو مي زنيم به پاکي زلال رود
پاکي زلال رود
دست خستمو بگير تا ديوار گلي رو خراب کنيم
دست خستمو بگير...
+ نوشته شده در ساعت توسط سناتور
|
پيغام مدير : سلام به شما کاربر گرامی از اینکه به این وبلاگ تشریف آوردید بسیار متشکریم . امیدواریم که مطالب وبلاگ بتواند شما را راضی گرداند . براي تبادل لينك در قسمت نظرات پيشنهاد بديد